בُختـــَـــ ــرــے اَز جِنـسِـــ زَمیـטּ

حرفهای نگفته خیلی هست...جرات گفتن ندارم

سلام بچه ها ببخشید که نمیام

اخه هم دانشگاه دارم هم نت ندارم فعلا

قراره نتمو درست کنم

قول میدم درست کنم و همیشه پلاس باشم هه هه...

راستی کامنتا رو تایید میکنم اما وقت جواب دادناشونو ندارم

فداتون

من هر جا باشم به یادتونم و دوستون دارم..

شما هم تنهام نزارید همیشه پیشم بیاین

بووووووووووووووووووووووووووووس بوووووووووووووس

فعلا بای

+راستی الان اومدم کافینت اپ کردم..بای

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت12:31توسط بهار | |

امروز می چیدم پازلهای دلم را ،

دیدم کامل نمی شود ،

بی یاد تو

+نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت13:23توسط بهار | |

بـے شـَک اگـرخــُداے بـزُرگ ازبآمِ بـلَند عرش فرودآیــَد

و هم اَکنوטּ ازمـَטּ بآ اصـرآر والحآح بـِخوآهـَد

کـﮧمـטּ بـﮧ جآے او بـَر عرش کبریآیے او بـِنشینم

وَ او بـﮧجآے  مـَטּ در مـِحــــ ــــرآب

بـﮧ پـَرستیدטּ و عشق ورزیدטּ آغآز کـُند

وآتش هآے دَرد و نیآز بـﮧ مـَعبود رآ از جآטּ مـטּ بآز گیرَد

و بر جآטּ خویش زَنـَد

هـَرگــــ ــ ــــ ــِز...!

حـَتے بـَرآے شــَبے تآ ســَحر نـَخوآهــَم پـذیرفت

مـَטּ،یک شـَب رآ سـرآسر

بآ درد مـَعبود بودטּ و رنج مـَحروم مآندטּ از پـَرستش

بـﮧ سـَر نتوآنـَم بــُرد...!

                                  

http://uploadtak.com/images/k666_442.jpg

+هـر روز حـِسم تآزه تـر میشـﮧ/غرق تو میشـَم بـَلکـﮧ دَریــ ــآ شــَم

+ یه لینک تکونیه اساسی کردم.....

+نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1391ساعت12:29توسط بهار | |

میـבآنــے چَنـב رُوز اَستـــ

کـِـﮧ جآے نِگآهـ هآیَتــ בَر آلبُومِــ قَلبَمــ خآلیستــ ؟؟؟

ایـ ـ ن روزهآ تَنهآ نسیمــ اَستــ

کـِـﮧ جُرئتِــ میکُنـבَ بُوے خآطرآتَتــ رآ بَرآیَمــ بیآوَرَב

بُگذآر بَرآیَتــ اَز قآصِـבَکــ هآ بٍگُویَمــ ...

آنهآ کـِـﮧ بـے رَحمآنـِـﮧ، سیآهـِـﮧ هآیــے اَز تُو بَرآیَمــ مــے سُرآیَنـב

تآ وُسعَتِــ בِلتَنگــے اَمــ حَتــے ثآنیـِـﮧ هآ رآ کَبُوב کُنَـב

وَلــے مَـ ــ ن بـِـﮧ ایـ ـ ن سَرمَشقــ عآشِقــے عآבَتــ בآرَمــ  کـِـﮧ :

اِنتِظآرِ شیریـ ــ ن اَستــ ...مَخصوصاً بَراے تُو !...

+ בِلَمــ بَرآتـــ تَنگــ شُـבِهـ

+ كآشــ زُوב تَر بَرگَرבے

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت14:43توسط بهار | |

من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم

کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی

غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد

با تـــکـــــه هـــایـــــش

شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــد زد. . .

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1391ساعت3:21توسط بهار |

سلام ...

میخوام یه کاری کنم اگه پایه باشین!

یه سری سوال مینویسم

همه ی همه تون به همه ی همش جواب بدین(توی کامنت ها) .

خب شروع میکنم دیه زیاد حرف نمیزنم:

1. یه مشخصه ی کوچولو از خودت

2. خدا

3. پدر و مادر

4. زندگی رو تعریف کن

5. عشق یعنی چی؟

6. به نظرت بهترین تفریح چیه؟

7. نظرت راجع به پسرا چیه؟

8. نظرت راجع به دخترا چیه؟

9. نظرت راجع به دوستی دختر و پسر چیه؟

10. اسم دختر و پسر مورد علاقت؟

11. نظرت راجع به من؟

12. هرچه میخواهد دل تنگت بگو:

13. سوال یا حرفی که تاحالا روت نشده بهم بگی:

14. یه جمله یادگاری واسم بنویس!

15. خدا حافظی کن

*جوابای خودم توی ادامه ی مطلبه*



ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391ساعت4:46توسط بهار | |

سلام کوچولوی من

خوبی؟؟؟

همیشه واست اینجا مینویسم

اخه دفترمم دیگه امن نیس...

میدونم مامی اینا نمیخونن.اما شاید جوجه کوچولوی خونه بخونه.اینجا مینویسم چون مطمئنم حتی خودتم نمیخونی...

مهم نیس!

من مینویسم

از حالا تا همیشه...

گاهی دلم واسه دلت تنگ میشه...مثه حالا...اگه بخونی و بدونی دلم تنگه بازم میخندی و میگی لوس نشو جیجی بعدم میگی:(میدونم راس نمیگی)

اونوقت منم مجبورم بگم:خوبه خودتم میدونی دوس داشتنی نیستیا...!بعد تو دلم میخوام خفت کنم که هیچوقت و هیچجا نفهمیدی چقد عزیزی...

ولی فدای سرت.بلاخره که میفهمی!دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره و منم خستگی ناپذیرم

اصن اگه ساده بدستت بیلرم که مسخرس

نیس؟؟؟

گاهی فک میکنم این حرفارو واسه دلخوشیم میگم...تو هم اینطور فک میکنی؟

چی میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو که حتی اینارو نمیخونی

بازم مهم نیس

اخه من دوست دارم

عاشقتم

دیوونتم

روانیتم

تااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهمیشه.

 

+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1391ساعت17:0توسط بهار | |

سلام عید سعید فطر مبارک

دوستان اصلا با آرمانهای دختر پســــــــرا جلو نمیرین هــــــــــــــــــــــــــــــآ

من تو این گرما این همه راه میام با این سرعت اینترنت واستون پست میذارم (حالا بماند مامانم چقد غر میزنه)

بعد 5ساعت میام وبو باز میکنم با این صحنه روبه رو میشم

 

بازدیدکننده ی امروز:500نفر

نظرات امروز:6نظر

 

واقعا آرمانهای ما این بود آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فکر کنم باید بحث دوری و دوستی راه بندازم
منم بلدم قهر کنم هـــــــا
گفته باشم
والاااااا

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت2:55توسط بهار | |

یکی مدالـهایِ المپیـکش را میـشمـرد...
دیگـری گناهانـش را میـشمـرد و قرآن بر سـر میـزند که خــدایا العــفو . . .
و در همیـن نزدیکـی ،کودکـی میـشمرد که از خانـواده اش چنـد نفـر باقی مانـده اند ...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت23:22توسط بهار |

رفتن دلیلی برای از یاد بردن نیست هر چند که

این روزها همه هوای رفتن دارند ...اما

اما نمی دانند که رفتن یعنی شروع دل تنگی و بی قراری های بیشتر

و کاش می دانستند انها که می روند که روزی برای همین روزهای

دل تنگی و گنگ امروزشان آن قدر دل تنگ می شوند که حاضرند تمام خوشی هایشان را در آن لحظه

فدای برگشتن به روزهای دل تنگی و گنگ امروز کنند ..

رفتن در گفتن آسان چه بسا کسانی بوده اند که یا توان رفتن نداشته اند و یا در غم این رفتن

به مانند شیشه های شکسته چند صد تکه شده اند

تا بوده همین بوده مگر اینکه بعد ما این نباشد رسم فلک ..

حرفات تلخه ،آزارم میده ،من مثل یه کوزه ام شکل گرفتم

تو نمی تونی تغییرم بدی !!!!

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت15:3توسط بهار | |